دیکشنری فارسی

swampy

UKswɔmpiː US'swɔmpı

معنی فارسی

باتلاقي باطلاقي مردابي

معنی کامل و مثال‌ها

/swäm´pē, swôm´-/adj.

وابسته به باتلاق، دارای باتلاق، باتلاقی، پر باتلاق، خفتابی

the area around Hosesultan lake is swampy

دورا دور دریاچه‌ی حوض سلطان باتلاقی است.

باتلاق مانند، لجنی، سست و مرطوب

مترادف‌ها

adjective
Boggy, fenny, marshy, undrained, wet and spongy.

واژه‌های دیگر با معنی «باتلاقي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن