swampy
UKswɔmpiː
US'swɔmpı
معنی فارسی
باتلاقي باطلاقي مردابي
معنی کامل و مثالها
/swäm´pē, swôm´-/adj.
● وابسته به باتلاق، دارای باتلاق، باتلاقی، پر باتلاق، خفتابی
the area around Hosesultan lake is swampy
دورا دور دریاچهی حوض سلطان باتلاقی است.
● باتلاق مانند، لجنی، سست و مرطوب
مترادفها
adjective
Boggy, fenny, marshy, undrained, wet and spongy.