دیکشنری فارسی

swarmed

UKswɔːmd USswɔ:md

معنی فارسی

گروه ، دسته زياد ، خيل ،

گروهي از زنبورکه باملکه خودمهاجرت ميکنند

واژه‌های دیگر با معنی «گروه»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن