دیکشنری فارسی

swarth

معنی فارسی

چمن، مرغزار، دسته علف خشک، سبزه رو.

رجوع شود به swarthy

معنی کامل و مثال‌ها

/swôrth/n., adj.

رجوع شود به: sward

رجوع شود به: swarthy

مترادف‌ها

adjective
See swart

واژه‌های دیگر با معنی «چمن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن