turf
UKtəːf
UStə:f
معنی فارسی
چمن ، کلوخ چمني ،
(ميدان اسب دواني) با چمن يا خاک ريشه دار
پوشاندن
معنی کامل و مثالها
/tu_rf/vt., n., pl.
● خاک ریشهدار، کلوخ دارای علف و ریشه، سیاخاک، خاکرویه، ریشه خاک (sod هم میگویند)
● مرغ، علف پر پشت
● (انگلیس) تورب، سوخت گیاهی
● (معمولا با: the) پیست اسبدوانی، اسبدوانی
● (از نظر گروه اوباشان شهری) قلمرو، ناحیهی انحصاری، محلهی دربست، جولانگاه
the gang's turf extends to the river
قلمرو گروه اراذل تا رودخانه امتداد دارد.
● با مرغ پوشاندن، چمنپوش کردن
● (انگلیس) اخراج کردن، دور انداختن
* turf out
(انگلیس) دور انداختن، مرخص کردن، بیرون کردن
تعریف انگلیسی
verb
- surface layer of ground containing a mat of grass and grass roots
- the territory claimed by a juvenile gang as its own
- range of jurisdiction or influence “a bureaucracy...chiefly concerned with turf...and protecting the retirement system” “Verb Frames:” “Somebody ----s something”
مترادفها
noun
1. Sod, sward, greensward.
2. Peat.
3. Race course, race ground.
4. Horse racing.