دیکشنری فارسی

turf

UKtəːf UStə:f

معنی فارسی

چمن ، کلوخ چمني ،

(ميدان اسب دواني) با چمن يا خاک ريشه دار

پوشاندن

معنی کامل و مثال‌ها

/tu_rf/vt., n., pl.

خاک ریشه‌دار، کلوخ دارای علف و ریشه، سیاخاک، خاکرویه، ریشه خاک (sod هم می‌گویند)

مرغ، علف پر پشت

(انگلیس) تورب، سوخت گیاهی

(معمولا با: the) پیست اسبدوانی، اسبدوانی

(از نظر گروه اوباشان شهری) قلمرو، ناحیه‌ی انحصاری، محله‌ی دربست، جولانگاه

the gang's turf extends to the river

قلمرو گروه اراذل تا رودخانه امتداد دارد.

با مرغ پوشاندن، چمن‌پوش کردن

(انگلیس) اخراج کردن، دور انداختن

* turf out

(انگلیس) دور انداختن، مرخص کردن، بیرون کردن

تعریف انگلیسی

verb
  1. surface layer of ground containing a mat of grass and grass roots
  2. the territory claimed by a juvenile gang as its own
  3. range of jurisdiction or influence “a bureaucracy...chiefly concerned with turf...and protecting the retirement system” “Verb Frames:” “Somebody ----s something”

مترادف‌ها

noun
1. Sod, sward, greensward.
2. Peat.
3. Race course, race ground.
4. Horse racing.

واژه‌های دیگر با معنی «چمن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن