دیکشنری فارسی

swashing

UKswɔʃiŋ

معنی فارسی

ترشح صداي ترشح پخش شدن الودگي لکه

معنی کامل و مثال‌ها

/-iŋ/adj.

● وابسته به چلپ چلوپ کردن (در آب)

● رجوع شود به: swashbuckling

واژه‌های دیگر با معنی «ترشح»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن