دیکشنری فارسی

sweepingly

UKswiːpiŋliː

معنی فارسی

جامع بي استثنا فراگيرنده شامل تند بنيان کن

تعریف انگلیسی

adverb
  1. in a sweeping manner “he sweepingly condemned the entire population of the country for the war crimes” “Derived from adjective: sweeping”

واژه‌های دیگر با معنی «جامع»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن