دیکشنری فارسی

swift

UKswift USswıft

معنی فارسی

تندرو تند سريع زودگذر تند

معنی کامل و مثال‌ها

/swift/adj., adv., n.

تند، سریع، تیزپا، تیزرو

the swift movement of trains

حرکت سریع ترن‌ها

a swift runner

دونده‌ی تیزپا

this river is too swift for swimming

این رودخانه برای شنا کردن زیادی تند است.

ناگهان، ناگهانی

a swift slope along the road

شیب ناگهانی جاده

بی‌معطلی، فوری، بی‌وقفه

a swift decision

تصمیم فوری

باسرعت، به طور سریع، باتندی (swiftly هم می‌گویند)

a swift-flowing river

رودخانه‌ی سریع

swift runs the days of youth

روزگار جوانی به سرعت می‌گذرد.

(نساجی - ماشین کارد پشم) تانبور بزرگ

(نخ تابی) قرقره، دوک

(جانور شناسی) بادقپک (پرندگان تند پرواز و حشره خوار تیره‌ی Apodidae راسته‌ی Apodiformes)

(جانور شناسی) ایگوانای تیز پا (جنس‌های Sceloporus و Uta - بومی صحراهای امریکای شمالی)

(جانور شناسی) روباه دشتی (Vulpes velox - بومی دشت‌های غرب کانادا و ایالات متحده - swift fox هم می‌گویند)

تعریف انگلیسی

adjective
  1. a small bird that resembles a swallow and is noted for its rapid flight
  2. common western lizard; seen on logs or rocks “fleet of foot” “the fleet scurrying of squirrels” “a swift current” “swift flight of an arrow” “a swift runner”
noun
  1. an English satirist born in Ireland (1667-1745)
  2. United States meat-packer who began the use of refrigerated railroad cars (1839-1903)

مترادف‌ها

adjective
1. Quick, fast, fleet, rapid, speedy, expeditious, flying.
2. Ready, prompt, eager, zealous, forward, alert.
3. Sudden, instant, speedy.

واژه‌های دیگر با معنی «تندرو»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن