دیکشنری فارسی

swipe

USswaıp

معنی فارسی

ضربت سخت ضربت سخت زدن

معنی کامل و مثال‌ها

/swīp/n., vi., vt.

● دسته، اهرم، دستگیره

● (عامیانه) ضربه (به دنبال حرکت قوسی دست)

she took a swipe at me with the folded newspaper

باروزنامه‌ی تاشده به من ضربه‌ای زد.

● (عامیانه) ضربه زدن (به دنبال حرکت قوسی دست)

he swiped at the fly with the fly swatter

با مگس کش زد به مگس.

● (خودمانی) دزدیدن، بلند کردن، قاپیدن، کش رفتن

somebody swiped my book

یک کسی کتابم را بلند کرد.

تعریف انگلیسی

verb
  1. a sweeping stroke or blow
  2. strike with a swiping motion “Somebody ----s something” “Somebody ----s somebody” “The fighter managed to swipe his opponent”
  3. make off with belongings of others “Somebody ----s something” “Somebody ----s something from somebody”

مترادف‌ها

noun
Sweep, swape, well sweep.

واژه‌های دیگر با معنی «ضربت سخت»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن