دیکشنری فارسی

swipe

USswaıp

معنی فارسی

ضربت سخت ضربت سخت زدن

معنی کامل و مثال‌ها

/swīp/n., vi., vt.

دسته، اهرم، دستگیره

(عامیانه) ضربه (به دنبال حرکت قوسی دست)

she took a swipe at me with the folded newspaper

باروزنامه‌ی تاشده به من ضربه‌ای زد.

(عامیانه) ضربه زدن (به دنبال حرکت قوسی دست)

he swiped at the fly with the fly swatter

با مگس کش زد به مگس.

(خودمانی) دزدیدن، بلند کردن، قاپیدن، کش رفتن

somebody swiped my book

یک کسی کتابم را بلند کرد.

تعریف انگلیسی

verb
  1. strike with a swiping motion “Verb Frames:” “Somebody ----s something” “Somebody ----s somebody” “The fighter managed to swipe his opponent”
  2. make off with belongings of others “Verb Frames:” “Somebody ----s something” “Somebody ----s something from somebody”

مترادف‌ها

noun
Sweep, swape, well sweep.

واژه‌های دیگر با معنی «ضربت سخت»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن