دیکشنری فارسی

symbiosis

UKsimbiousis US'sımbaı'əusəs

معنی فارسی

هم زيستي زندگي تعاوني

معنی کامل و مثال‌ها

/sim´bī ō´sis, -bē-/n.

● (زیست شناسی) همزیستی، همزیگری، همبودی

تعریف انگلیسی

noun
  1. the relation between two different species of organisms that are interdependent; each gains benefits from the other

واژه‌های دیگر با معنی «هم زيستي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن