دیکشنری فارسی

symbiotically

UKsimiɔtikɑːliː

معنی فارسی

هم زيستي زندگي تعاوني

تعریف انگلیسی

adverb
  1. in a symbiotic manner “Derived from adjective: symbiotic”

واژه‌های دیگر با معنی «هم زيستي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن