دیکشنری فارسی

symptomatically

UKsimptəmætikɑːliː

معنی فارسی

نشانه نشان علامت اثر دليل

تعریف انگلیسی

adverb
  1. by symptoms “Derived from adjective: symptomatic”

واژه‌های دیگر با معنی «نشانه»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن