دیکشنری فارسی

syndrome

UKsindroum US'sınd'rəum

معنی فارسی

مجموع علائم ناخوشي اجتماع علائم ناخوشي

معنی کامل و مثال‌ها

/sin´drōm´/n.

(تعدادی نشانه که باهم بروز می‌کنند و از بیماری خاصی خبر می‌دهند) نشانگان، همرفت، سندرم

نشانه، علامت، دال

bribery is a syndrome of deep social inequalities

رشوه‌خواری نشانه‌ی نابرابری‌های ژرف اجتماعی است.

تعریف انگلیسی

noun
  1. a complex of concurrent things “every word has a syndrome of meanings”
  2. a pattern of symptoms indicative of some disease

واژه‌های دیگر با معنی «مجموع»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن