systematism
معنی فارسی
سازگان گرايي، هنداد گرايي،
فرآيند سيستم دار کردن هر چيز
معنی کامل و مثالها
/sis´tǝm ǝ tiz´ǝm/n.
● سازگان گرایی، هنداد گرایی، فرآیند سیستم دار کردن هر چیز
تعریف انگلیسی
noun
- the habitual practice of systematization and classification