table cloth UKteiblklɔθ معنی فارسی سفره روميزي واژههای دیگر با معنی «سفره» tablecloth سفره، روميزي. napery سفره، دستمال table-cloth سفره، روميزي commensal هم سفره refectories سفره خانه، ناهار خوري refectory سفره خانه، ناهار خوري frater سفره خانه، ناهارخوري dinner-set لوازم سفره، لوازم وظروف شام ياناهار confined equifer سفره محدود table linen دستمال سفره، روميزي.