دیکشنری فارسی

tabloid

UKtæblɔid US'tæblɔıd

معنی فارسی

قرص

معنی کامل و مثال‌ها

/tab´loid´/n., adj.

● خلاصه، کوته‌وار، چکیده، تخلیص شده

● (روزنامه) پر از عکس و مطالب اغراق آمیز، شایعه نامه

تعریف انگلیسی

noun
  1. newspaper with half-size pages
  2. sensationalist journalism

واژه‌های دیگر با معنی «قرص»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن