دیکشنری فارسی

tackling

UKtækliŋ US'tæklıŋ

معنی فارسی

اسباب لوازم غرغه وقلاويز طناب وقرقره گلاويز شدن نگهداشتن

مترادف‌ها

noun
1. Tackle, implements, equipment.
2. Sailing apparatus, sails and cordage, rigging.
3. Harness.

واژه‌های دیگر با معنی «اسباب»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن