دیکشنری فارسی

talisman

US'tælısmən

معنی فارسی

طلسم تعويذ

معنی کامل و مثال‌ها

/tal´is mǝn, -iz-/n., pl.

طلسم، لام چه، چشم آرو

جادو، بخت آور

مترادف‌ها

noun
Charm, amulet, phylactery.

واژه‌های دیگر با معنی «طلسم»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن