tambour
UKtæmbeərdɔːr
معنی فارسی
کوس ، دهل ، طبل ، کارگاه گرد براي پرودري دوزي
معنی کامل و مثالها
/tam´bōōr´/n., vt., vi.
● (از ریشهی فارسی)
● تنبور، دهل، دنبره
● پردهی حصیری، دیوارهی چوبی
● (دو حلقهی چوبی که پارچه را تنگ در میان آنها قرار میدهند) کارگاه، قاب، طبلهی سوزن دوزی
● (روی کارگاه) سوزندوزی کردن
تعریف انگلیسی
noun
- a frame made of two hoops; used for embroidering
- a drum