دیکشنری فارسی

tangent

UKtændʒənt US'tændʒənt

معنی فارسی

مماس ظل خط مماس

معنی کامل و مثال‌ها

/tan´jǝnt/adj., n.

● (به ویژه در هندسه) مماس، هم سود، سایا، ظل

● (مثلثات) تانژانت

● هم پهلو، مجاور

* go (or fly) off at a tangent

(تفکر یا روال کار و غیره) ناگهان تغییر جهت دادن، کج رفتن

تعریف انگلیسی

noun
  1. a straight line or plane that touches a curve or curved surface at a point but does not intersect it at that point
  2. ratio of the opposite to the adjacent side of a right-angled triangle

مترادف‌ها

adjective
Touching.

واژه‌های دیگر با معنی «مماس»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن