دیکشنری فارسی

tediousness

UKtiːdiəsnəs

معنی فارسی

خسته کننده کسل کننده مزاحم

تعریف انگلیسی

noun
  1. dullness owing to length or slowness

مترادف‌ها

noun
Wearisomeness, tiresomeness, irksomeness, tedium.

واژه‌های دیگر با معنی «خسته کننده»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن