دیکشنری فارسی

tempering

UKtempəriŋ US'tempərıŋ

معنی فارسی

مزاج حالت خو خلق قلق غضب خشم اختلاط آب ترکيب اعتدال مزاج يا خلق

تعریف انگلیسی

adjective
  1. hardening something by heat treatment
  2. moderating by making more temperate

واژه‌های دیگر با معنی «مزاج»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن