temporized
UKtempəraizd
معنی فارسی
دفع الوقت کردن ، وقت گذرانيدن ،
مطابق مقتضيات وقت عمل کردن
دفع الوقت کردن ، وقت گذرانيدن ،
مطابق مقتضيات وقت عمل کردن
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن