tempted
UKtemptid
US'temptəd
معنی فارسی
اغوا کردن فريفتن دچار وسوسه کردن آزمودن امتحان کردن محک زدن
اغوا کردن فريفتن دچار وسوسه کردن آزمودن امتحان کردن محک زدن
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن