tend 2 معنی فارسی نگهداري کردن از توجه کردن پرستاري کردن مواظب بودن مواظبت کردن از واژههای دیگر با معنی «نگهداري کردن از» caged storage قسمتي از انبار که براي نگهداري اقلام، مخصوص و خطرناک در نظر گرفته شده، انبار محصور patronize تشويق کردن، نگهداري کردن، لطف داشتن در حق maintrain نگهداري کردن، ادامه دادن، عقيده داشتن