tenon
UKtenən
معنی فارسی
زبانه ، زبانه دار کردن ، با زبانه جفت کردن
معنی کامل و مثالها
/ten´ǝn/n., vt., vi.
● (نجاری) زبانه (که در کام جا میگیرد)
● زبانه دار کردن، زبانه ساختن
● با کام و زبانه جفت یا وصل کردن
تعریف انگلیسی
noun
- a projection at the end of a piece of wood that is shaped to fit into a mortise and form a mortise joint