terminus a que معنی فارسی نقطه شروع آغاز واژههای دیگر با معنی «نقطه شروع» trailhead نقطه شروع مسير initial point نقطه شروع عمليات، نقطه اوليه، نقطه شروع approach end نقطه شروع تقرب هواپيما، ابتداي محوطه دويدن هواپيما، ابتداي باند فرود tee shot ضربه از نقطه شروع بازي گلف center face-off spot نقطه شروع در مرکز دايره مياني (هاکي، روي يخ) center ice spot نقطه شروع در مرکز دايره مياني (هاکي، روي يخ) recycle برگشتن به نقطه شروع برنامه داده پرداز، الکترونيک بدون وارد شدن داده هاي جديد head spot نقطه اي بين نقطه وسط و کناره شروع بيليارد firing area منطقه تيراندازي، نقطه شروع انفجار مين، ميدان تير landing threshold آستانه فرود آب خاکي، نقطه شروع عمليات آب خاکي