termless معنی فارسی بي وعده بي مدت معنی کامل و مثالها /tu_rm´lis/adj.● بیقید و شرط● بی حد و حصر، بینهایت واژههای دیگر با معنی «بي وعده» prompt فوري، بي درنگ، چالاک