دیکشنری فارسی

terrigenous

معنی فارسی

خاکي ،

کوزه يا ظرفي که با خوراک توي آن يکجا

فروخته ميشود

معنی کامل و مثال‌ها

/ter rij´ǝ nǝs/adj.

● خاکزاد

● (وابسته به رسوبات ته دریا که از فرسایش زمین به وجود آمده‌است) خاک‌آورد

واژه‌های دیگر با معنی «خاکي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن