the days of old معنی فارسی روزگار پيشين واژههای دیگر با معنی «روزگار پيشين» foretime روزگار پيشين، گذشته، ايام سابق langsyne در روزگار پيشين urn ظرفي که در روزگار پيشين بشکل گلدان يا، سماور ميساختند ... نگاه ميداشتن