the handle to one's name معنی فارسی لقب واژههای دیگر با معنی «لقب» title لقب، سمت، عنوان byname لقب، اسم فرعي، اسم دوم. soubriquet لقب، کنيه، لقب خيالي. agnomen لقب، کنيه denominated لقب دار، صاحب لقب courtes title لقب افتخاري celestial empire لقب کشور چين john bull لقب ملت انگليس. tinseltown لقب شهر هاليوود ironsides لقب اوليور کرامول، ارتش پيوريتانها به سرکردگي کرامول