the israelites معنی فارسی بني اسرائيل اسرائيليان واژههای دیگر با معنی «بني اسرائيل» israelitish وابسته به (بني) اسرائيل، اسرائيلي prophets کتب انبياء بني اسرائيل. sabbatic year سال هفتم درهرهفت سال که بني اسرائيل، ....ازادميکردند، سال تعطيل sanhedrim سهندرين :دادگاه وشوراي عالي بني اسرائيل، دراورشليم درزمانهاي پيشين zionistic (هواخواهي از) اصول تمرکز دادن بني اسرائيل، درفلسطين manna من خوراک آسماني که براي بني اسرائيل در بيابان، آماده بود، حلواي قدرت anti-semite مخالف نژاد سامي، دشمن بني اسرائيل rabbinist پيرو خاخام هاياعلماي يهود، معتقد به احاديث بني اسرائيل zion صهيون، حکومت خدا در ميان بني اسرائيل zionist صهيون گرا، صهيونت، صهيوني