the man at the wheel معنی فارسی راننده (اتومبيل) واژههای دیگر با معنی «راننده (اتومبيل)» karter راننده اتومبيل کوچک solocross مسابقه در محوطه پارکينگ براي کشف مهارت، راننده (اتومبيل راني) staging light چراغي که به راننده علامت مي دهد که، چرخهاي اتومبيل درست روي خط قرار دارند pit board تخته براي دادن اطلاعات لازم به راننده معين، در گروه کمکي (اتومبيل راني) oversteer تمايل به پيچيدن بيش از حد راننده به خصوص، در سر پيچ (اتومبيل راني) pit crew افراد مامور کمک به هر راننده در منطقه، خود او (اتومبيل راني) understeer تمايل اتومبيل به مستقيم رفتن در سر پيچ، بيش از انتظار راننده pole sitter راننده نزديک به نرده داخلي در مسير، (اتومبيل راني) wheelsman راننده، شوفر اتومبيل، دوچرخه سوار