the milky way معنی فارسی کهکشان آسمان دره کاهکشان واژههای دیگر با معنی «کهکشان» galaxies کهکشان، گروه خوبان، گروهي ازمردمان برجسته galaxy کهکشان، گروه خوبان، گروهي ازمردمان برجسته vexatious lactea کهکشان island universe کهکشان. supergalaxy کهکشان بزرگ، ابر کهکشان. proto galaxy کهکشان اوليه typical galaxy کهکشان نمونه irregular galaxy کهکشان نامنتظم metagalaxy ماوراي کهکشان. spiral galaxy کهکشان مارپيچي