the multitude معنی فارسی توده مردم واژههای دیگر با معنی «توده مردم» hoi polloi توده مردم، ازدحام. demos توده مردم، جمهور tagrag and bobtail توده مردم پست، اراذل واوباش. folkish وابسته به توده مردم، شبيه افسانه ها وعادات محلي. folklike وابسته به توده مردم، شبيه افسانه ها وعادات محلي. rabble rouser تحريک کننده توده مردم، عوام انگيز. mass conditioning جهت دادن به توده مردم multitudinist کسيکه توده مردم را بيشتر از افراد رعايت مي، کند mob law قانوني که توده و گروه مردم وضع و اجرا نمايند rabblement ازدحام، توده مردم پست.، اوباش