دیکشنری فارسی

rabblement

معنی فارسی

ازدحام توده مردم پست. اوباش

معنی کامل و مثال‌ها

/-mǝnt/n.

(نادر)

ازدحام، سر و صدا(ی اوباش)، جنجال، شلوغی

اوباش

واژه‌های دیگر با معنی «ازدحام»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن