rabblement
معنی فارسی
ازدحام توده مردم پست. اوباش
معنی کامل و مثالها
/-mǝnt/n.
● (نادر)
● ازدحام، سر و صدا(ی اوباش)، جنجال، شلوغی
● اوباش
ازدحام توده مردم پست. اوباش
/-mǝnt/n.
● (نادر)
● ازدحام، سر و صدا(ی اوباش)، جنجال، شلوغی
● اوباش
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن