sserry معنی فارسی ازدحام کردن بهم فشردن بهم چسبيدن. واژههای دیگر با معنی «ازدحام کردن» scrouge هجوم اوردن، ازدحام کردن throng گروه، جمعيت، ازدحام mob توده، جمعيت، ازدحام crush له کردن، خردکردن، شکست دادن granulize له کردن، خردکردن، شکست دادن