the pad معنی فارسی راهزن واژههای دیگر با معنی «راهزن» bandit راهزن، قاطع طريق، شخص محروم از حقوق highway robber راهزن، قاطع الطريق free booter راهزن، غارتگر brigand راهزن padder راهزن footpad راهزن پياده highwayman راهزن (سواره) mosstrooper راهزن باتلاق زي، راهزن، چپاولگر moss trooper راهزن يا غارتگرمرزي در سده 17 مسيحي dacoit راهزن سلاحدارهندي يابرمه اي که بادسته، راهزنان ميرود