the provinces معنی فارسی ولايات ، استانهانقاط يک کشوربجز پايتخت ان واژههای دیگر با معنی «ولايات» interprovincial واقع در ميان ولايات يا شهرستانها octarchy حکومت هشت تني، ولايات هشت گانه heptarchy حکومت هفت تني، کشوري که هفت رئيس داشته باشد، ولايات هفتگانه