the roller beette معنی فارسی جعل گه غلتان واژههای دیگر با معنی «جعل» fabrication جعل، ايجاد، دروغ formal notice جعل، سندسازي dream up جعل کردن، بطور واهي چيزي را ساختن. make option جعل خيار forgery جعل اسناد، ساخته کاري، امضاء سازي reforge دوباره جعل کردن، دوباره بر سندان کوفتن. forging برسندان کوبيدن، جعل سند، جعل fictitiously بطورساختگي، ازروي جعل، بطورعاريتي fabricator سازنده، جعل کننده، سخن ساز scarab سرگين غلتان، گه غلتان، جعل