the social evil معنی فارسی جنده بازي واژههای دیگر با معنی «جنده بازي» fornication جنده بازي، زنا، بت پرستي whoredom جنده بازي، جندگي fornicate جنده بازي کردن، زنا کردن whore جنده، جنده بازي کردن drab زن شلخته، جنده، فاحشه lusterless زن شلخته، جنده، فاحشه