the substantive verb معنی فارسی فعل بودن واژههای دیگر با معنی «فعل بودن» is است، هست، دستور : فعل معين بودن براي سوم شخص مفرد are واحد پيمايش، هستيم، هستيد be بودن، باش، شدن ado زحمت، درد سر، هايهر