دیکشنری فارسی

their

UKðɛər USðɛə

معنی فارسی

شان خودشان

معنی کامل و مثال‌ها

/thǝr/possessive pronominal adj.

● مال آنها، - آنها، - شان، - آنان

their book

کتاب آنها

did everybody finish their dinner?

آیا همه شام خود را تمام کردند؟

their being seen

دیده شدن آنها

who is responsible for their being here?

مسئول بودن آنها در اینجا کیست‌؟

their defeat was total

شکست آنان کامل بود.

واژه‌های دیگر با معنی «شان»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن