thetical معنی فارسی وضع شده ، مقرر، معين ، ثابت ، مطلق ، وابسته به يا شامل پايان نامه . واژههای دیگر با معنی «وضع شده» new coined تازه وضع شده، تازه بنياد، تازه سکه زده tallage ماليات وضع شده بر شهرها و املاک سلطنتي، توسط پادشاه، ماليات شاه wild cord تيم انتخاب شده براي مسابقه اضافي در وضع، تساوي طرفين براساس سوابق آن تيم postliminium اعاده ي اسيران يا اموال تصرف شده به وضع، پيش از جنگ L- پيشوند شيميائي که ماده اي را که از لحاظ شکل و ترکيب، با ماده استاندارد ((ال گليسر آلدئيد)) ( L- glyceraldehyde)، مطابق است مشخص ميکند بعبارت ديگر موادي را که applied عملي، بکار بردني، (م.ل.) بکاربرده (شده)