things were AT the(ir) worst معنی فارسی مغلوب کردن واژههای دیگر با معنی «مغلوب کردن» overbear فرونشاندن، بزمين زدن، بافشارپايين آوردن overbore فرونشاندن، بزمين زدن، بافشارپايين آوردن overborne فرونشاندن، بزمين زدن، بافشارپايين آوردن flog شلاق زدن، تازيانه زدن، باشلاق راندن