this
UKðaiz
USðıs
معنی فارسی
اين
معنی کامل و مثالها
/t_his/pron., adv., adj., pl.
● این (جمع آن: these)
this book
این کتاب
this one is one mine
این یکی مال من است.
this tastes good
مزهی این خوب است.
this is longer than that
این از آن دراز تر است.
this convinces me
این مرا مجاب میکند.
● به این -، این قدر-
a car this big must be expensive
اتومبیلی به این بزرگی باید گران قیمت باشد.
● (عامیانه) یک، -ی
there was this lady in Kerman
زنی بود در کرمان
* this too shall pass
این نیز بگذرد