thrawn
معنی فارسی
تابيده پيچيده کج کژراه ناروال غيرعادي منحرف
معنی کامل و مثالها
/thrôn/adj.
● تابیده، پیچیده
● کج
● کژراه، ناروال، غیرعادی، منحرف
تابيده پيچيده کج کژراه ناروال غيرعادي منحرف
/thrôn/adj.
● تابیده، پیچیده
● کج
● کژراه، ناروال، غیرعادی، منحرف
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن