thyroid body معنی فارسی غده درقي واژههای دیگر با معنی «غده درقي» thyroid gland غده درقي goiterogenic اياد کننده تورم غده تيروئيد (درقي.)، ايجاد کننده گواتر. goitrogenic ايجاد کننده تورم غده تيروئيد (درقي)، ايجاد کننده گواتر. antithyroid ماده متعادل کننده ء غدد درقي، ضد غده ء درقي goitrous داراي غده هاي زيادي وبزرگ شده درگردن، دچارورم غده درقي goiter بزرگ شدگي، غده زائده، گندگي ورم درقي goitre بزرگ شدگي، غده زائده، گندگي ورم درقي