tight coupling معنی فارسی جفت شدگي محکم. واژههای دیگر با معنی «جفت شدگي» dc coupling جفت شدگي جريان مستقيم. dipole-dipole coupling جفت شدگي دو قطبي - دو قطبي couplement عمل امتزاج و جفت کردن، جفت شدگي، دوتايي. conjunction پيوستگي، اتصال، جفت شدگي conjunctionally پيوستگي، اتصال، جفت شدگي gemination جفت سازي، تضعيف، دوتايي harmonies موافقت، توافق، مطابقت harmony موافقت، توافق، مطابقت occlusion سد، مسدودسازي، بستگي