time consuming UKtaimkənsjuːmiŋ معنی فارسی زمان بر زمان طلب واژههای دیگر با معنی «زمان بر» periodization تقسيم بندي بر حسب دوره و زمان، دوران بندي shortcut راه ميان بر، طريقه اقتصادي، ميان برکردن.