دیکشنری فارسی

shortcut

UKʃɔːtkʌt US'ʃɔ:t'kʌt

معنی فارسی

راه ميان بر، طريقه اقتصادي، ميان برکردن.

روش کاهنده ي هزينه يا زمان و غيره

معنی کامل و مثال‌ها

/-kut´/n.

(راه) میانبر

(مجازی) روش کاهنده‌ی هزینه یا زمان و غیره

واژه‌های دیگر با معنی «راه ميان بر»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن